زمان تقریبی مطالعه: 10 دقیقه
 

فرستاده پیامبر به بحرین





این مقاله فرستاده پیامبر به بحرین را مورد بررسی قرار می‌دهد.


۱ - اهالی بحرین



بحرین در زمان رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جزء امپراتوری ایران محسوب می‌شد. عده زیادی از اعراب در آن منطقه ساکن بودند. من جمله قبایل «بکر بن وائل و تمیم»
[۱] بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۳.
ساکنین بحرین بیشتر زرتشتی، یهودی و مسیحی بودند.
[۲] بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۴.
حاکم این منطقه "منذر بن ساوی" نام داشت. پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) "علاء بن حضرمی" را با نامه‌ای به سوی وی فرستاد و او را به اسلام دعوت کرد. فرستاده آن حضرت در ماه رجب سال هفتم هجری قبل از فتح مکه
[۷] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
و به نقلی در سال هشتم هجری به سوی منذر رفت.

۲ - نامه پیامبر



مورخان چند نامه از پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به "منذر بن ساوی" در منابع خویش آوردند، متن اولین نامه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در منابع مشخص نیست.مورخان تنها نوشته‌اند:
پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این نامه او را به اسلام دعوت کرد.
[۱۰] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
"بلاذری" در کنار نام "منذر بن ساوی" از «سی‌بخت» مرزبان «هجر» (هجر همان بحرین است)
[۱۲] مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران، شرکت مولفان و مترجمان، ۱۳۶۱، ج۱، ص۱۰۴.
نیز نام می‌برد.ایشان می‌نویسد: «پیامبر "علاء بن حضرمی" را به بحرین فرستاد تا اهل آن را به اسلام دعوت کند و توسط او نامه‌ای برای "منذر بن ساوی" و سی‌بخت مرزبان هجر (بحرین) فرستاد و آنها را به اسلام دعوت کرد و این که اگر اسلام را نپذیرفتند، جزیه بدهند.»
[۱۳] بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۴.
برخی به نام "ابوهریره" به عنوان همراه "علاء بن حضرمی" (که به دستور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علاء را همراهی می‌کرده) اشاره دارند.

۳ - اسلام منذر



تقریبا تمامی منابع به اسلام آوردن "منذر بن ساوی" اشاره کرده‌اند
[۱۸] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
و اسلام او را ستوده‌اند.
[۱۹] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
"ابن کثیر" می‌نویسد: «منذر بن ساوی به دست "علاء حضرمی" فرستاده رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، مسلمان شد. منذر در میان مردم بحرین اسلام و عدالت را بر پا کرد.
[۲۲] ابن اثیر، عز الدین، الکامل، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵، ج۲، ص۲۵۱.
بلاذری نیز به اسلام منذر و "سی‌بخت" و سایر اعراب آن دیار و برخی از عجمان اشاره دارد.
[۲۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب اشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷، اول، ص۱۱۴.
علاء بن حضرمی نامه‌ای به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نوشت و در آن نامه اسلام خویش را اظهار کرد و به نبوت پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اقرار کرد.در نامه او به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده است: «نامه شما را بر اهل «هجر» خواندم، عده‌ای اسلام را پسندیدند و با کمال میل پذیرفتند؛ اما عده‌ای از اسلام کراهت داشتند.در سرزمین من زرتشتی‌ها و یهودی‌ها هستند، دستور خودتان را در این خصوص بفرمائید. پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، در جواب این نامه نوشت: «...بر مجوس هجر اسلام را عرضه کن؛ (احتمالا پیامبر مجددا از منذر خوسته آنها را به اسلام دعوت کند) اگر نپذیرفتند، از آنها جزیه گرفته شود.با زنان آنها ازدواج صورت نگیرد و ذبیحه آنها خورده نشود. مورخان در این جا دو نامه دیگر از پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به منذر آورده‌اند، در یکی از این نامه‌ها آمده است: «...هر کس مانند ما نماز بخواند و به سوی قبله ما باشد و ذبیحه ما را بخورد، مسلمان است و حقوق و تکالیف مسلمانان را دارد و هر کس اسلام نیاورد، پس باید جزیه بدهد.»
در نامه دیگری از آن حضرت خطاب به منذر آمده است: «فرستاده من تو را ستایش کرد، (خوبی‌های تو را گفت یا برایم نوشت) تا زمانی که نیکوکار و شایسته باشی، حاکمیت آن منطقه به دست توست. برای خدا و رسولش خیرخواه باش. درود بر تو باد.» احتمال هم دارد، این چند نامه در واقع یک نامه بوده است که هر یک از مورخان مذکور، بخشی از آن را ذکر کرده‌اند."ابن‌سید الناس" در «عیون‌الاثر» نامه‌ای طولانی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، خطاب به منذر نقل کرده که مطالب این نامه‌ها در آن جمع شده است.

۴ - امارت علاء



در برخی از منابع به امارت "علاء بن حضرمی" بر «بحرین» در همین زمان اشاره شده است
[۳۳] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
که البته به نظر می‌رسد، این امارت بیشتر در خصوص جمع آوری صدقات، دعوت به اسلام و...بوده است.
منابع می‌نویسند: «یهودیان و زرتشتیان بحرین (اهل کتاب) با علاء مصالحه کردند که جزیه بپردازند.میزان جزیه (مالیات سرانه) هر نفر یک دینار بود.
[۳۵] ابن اثیر، عز الدین، الکامل، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵، ج۲، ص۲۱۵.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به علاء دستور داده بود، صدقات را از اغنیا بگیرد و به فقرای آنها بدهد.

۵ - وفات منذر



"منذر بن ساوی"‌اندکی پس از رحلت رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از دنیا رفت. "ابن هشام" می‌نویسد: منذر بن ساوی قبل از ارتداد اهل بحرین از دنیا رفت در حالی که علاء بن حضرمی امیر رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر «بحرین» بود.
[۳۹] ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.

برخی از منابع به عزل علاء بن حضرمی اشاره دارند."ابن‌سعد" می‌نویسد: «پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خدا به علاء حضرمی نوشته بود، با ۲۰ مرد از قبیله «عبدالقیس» به حضور ایشان بیاید، علاء خدمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و "منذر بن ساوی" را جانشین خود کرد.(اموری که بر عهده‌اش بود مثل جمع‌آوری و تقسیم صدقات و دعوت به اسلام و...را به منذر سپرد.) نمایندگان از علاء حضرمی شکایت کردند.پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را عزل کرد و "ابان بن سعید بن عاص" را بر بحرین گماشت.....»

۶ - پانویس


 
۱. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۳.
۲. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۴.
۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ج۳، ص۳۰۲.    
۴. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۳، ص۴۷۱.    
۵. ابن عبدالبر، الاستیعاب، علی محمدالبجاوی (تحقیق)، بیروت، دارالجبل، چاپ، اول، ۱۴۱۲، ج۳، ص۱۰۸۶.    
۶. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۳، ص۴۷۱.    
۷. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۸. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۵، ص۴۹.    
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ج۳، ص۲۹.    
۱۰. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۱۱. ابن سید الناس، عیون الاثر، بی جا، موسسه عز الدین، ۱۴۰۶، ج۲، ص۳۳۴.    
۱۲. مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران، شرکت مولفان و مترجمان، ۱۳۶۱، ج۱، ص۱۰۴.
۱۳. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول، ص۱۱۴.
۱۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۱، ص۲۰۲.    
۱۵. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱۱، ص۳۶۴.    
۱۶. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۵، ص۴۸.    
۱۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ج۳، ص۳۰۲.    
۱۸. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۱۹. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۲۰. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۵، ص۴۸.    
۲۱. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۶، ص۳۲۷.    
۲۲. ابن اثیر، عز الدین، الکامل، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵، ج۲، ص۲۵۱.
۲۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب اشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷، اول، ص۱۱۴.
۲۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۱، ص۲۰۲.    
۲۵. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱۱، ص۳۶۴.    
۲۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۱، ص۲۰۲.    
۲۷. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱۱، ص۳۶۴.    
۲۸. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۶، ص۱۷۰.    
۲۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ج۳، ص۲۹.    
۳۰. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱۱، ص۳۶۴.    
۳۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۱، ص۲۱۱.    
۳۲. ابن سید الناس، عیون الاثر، بی جا، موسسه عز الدین، ۱۴۰۶، ج۲، ص۳۳۴.    
۳۳. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۳۴. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۵، ص۴۸.    
۳۵. ابن اثیر، عز الدین، الکامل، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵، ج۲، ص۲۱۵.
۳۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۴، ص۲۶۶.    
۳۷. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۶، ص۱۷۰.    
۳۸. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۶، ص۳۲۷.    
۳۹. ابن هشام، السیرة النبویه، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳، ج۲، ص۵۷۶.
۴۰. ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷، ج۵، ص۴۸.    
۴۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ج۴، ص۲۶۶.    


۷ - منبع


سایت پژوهه، برگرفته شده از مقاله «فرستاده پیامبر به بحرین»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۰۲.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.